تبليغاتX
گمشده بقیع

نحوه توسل به حضرت زهرا(علیهاالسلام)

حضرت زهرا علیهاالسلام

برای توسل به حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نماز و زیاراتی ذکر شده است که با انجام آنها می توان گام هایی را در جهت نزدیک شدن به حضرت برداشت.

  

نماز حضرت زهرا(علیهاالسلام)

نماز حضرت زهرا(علیهاالسلام) دو ركعت است؛ بدین صورت كه در ركعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید خوانده مى‏شود. (1)

 

نماز استغاثه به حضرت زهرا (علیهاالسلام)

در مفاتیح الجنان روایت ‏شده است كه: هر گاه حاجتى دارى دو ركعت نماز به جاى آور و پس از سلام سه مرتبه تكبیر بگو و پس از آن تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مولاتى یا فاطمةُ اغیثینى‏» ، سپس جانب راست صورت را بر زمین(مُهر) بگذار و همان ذكر را صد مرتبه بگو، سپس جانب چپ صورت را بر زمین(مُهر) بگذار و صد مرتبه همان ذكر را بگو و حاجت ‏خود را بخواه، به خواست ‏خداوند حاجتت ‏برآورده مى‏شود. (2)

 

زیارت حضرت فاطمه(علیهاالسلام)

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

«من زار فاطمة فكانما زارنى و من زار على بن ابیطالب فكانما زار فاطمة؛ هر كس فاطمه را زیارت كند مثل این است كه مرا زیارت كرده و هر كس على بن ابیطالب را زیارت كند مانند آن است كه فاطمه را زیارت كرده است.»(3)

همچنین راوایت شده است: «قالت فاطمة: قال ابى و هو ذا حى: من سلم على و علیك ثلاثة ایام فله الجنة . قلت لها: ذا فى حیاته و حیاتك او بعد موته و موتك؟ قالت: فى حیاتنا و بعد موتنا؛ فاطمه(علیهاالسلام) فرمودند: پدرم آن زمان كه در قید حیات بود [به من] فرمود: هر كس سه روز بر من و تو سلام كند، بهشت ‏براى اوست. به حضرت [زهرا علیهاالسلام] گفتم: این مسئله در زمان حیات پیامبر و شما یا بعد از مرگتان است؟ حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرمودند: در حیات و ممات ما.» (4)

امام جواد( علیه السلام) هر روز هنگام ظهر به مسجد رسول الله (صلى الله علیه و آله) رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله)، به سراغ خانه مادرش حضرت زهرا( علیهاالسلام) كه در همان نزدیكى قبر پیامبر(صلى الله علیه و آله) است مى‏رفت و كفشها را در آورده و با نهایت ادب و خضوع، داخل خانه شده و در آنجا نماز و دعا مى‏خواند و دقایقى طولانى به عبادت مشغول مى‏شد و هرگز دیده نشد به زیارت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) برود و سراغ مادرش را نگیرد. (5)

 

روز زیارت مخصوص حضرت زهرا(علیهاالسلام)

در روایات، هر یك از روزهاى هفته و ساعات شبانه روز به نام یكى از معصومین( علیهم السلام) نامگذارى شده و براى هر روز و هر هفته با توجه به همین نامگذاری ها، ادعیه و اعمالى بیان شده است .

از بین روزهاى هفته، روز یكشنبه متعلق به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (علیهماالسلام) مى‏باشد و از بین ساعات شبانه روز، ساعت آخر شب؛ نزدیك اذان صبح، متعلق به فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مى‏باشد. زیارت مخصوص حضرت زهرا (علیهاالسلام) در روز یكشنبه چنین است:

«السلام علیك یا ممتحنة امتحنك الذى خلقك قبل ان یخلقك لما امتحنك به صابرة و نحن لك اولیاء مصدقون و لكل ما اتى به ابوك صلى الله علیه و آله و اتى به وصیه علیه السلام مسلمون و نحن نسئلك اللهم اذ كنا مصدقین لهم ان تلحقنا بتصدیقنا بالدرجة العالیة لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولایتهم علیهم السلام.»


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 10:21 موضوع | لینک ثابت


فاطمیه آغاز کربلاست

پرسیدم  ...



چرا بنر های فاطمیه را لحظه  های به آتش کشیدن  طرح می زنند



و بنر های محرم را   لحظه های  بعد از سوختن



ساقی جواب  داد :



فاطمیه آغاز کربلاست



قانع شدم




 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 21:15 موضوع | لینک ثابت


شیعه می سوزد از این درد که قبر تو کجاست

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

آه سردی کشید، حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

گفت: آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن

مرد گریه نمی‌کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی‌تفاوت ما

ناله‌هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه‌ای مشکی است

با خودم فکر می‌کنم حالا

کوچه ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ساعت 17:11 موضوع | لینک ثابت


در روضه های آل عبا قد کشیده ام

این خانواده را ز ازل برگزیده ام

این جا گدا شدن به خدا اوج عزت است

این را من از کلام سلیمان شنیده ام

من اهل روضه ام به دعاهای مادرم

گفته تو را برای همین پروریده ام

دست خودم نبوده که اینجا نشسته ام

ممنون لطف بانوی قامت خمیده ام

لبخند من به عرش خدا میرسد اگر

زهرا بگویدم که تو را من خریده ام

یا فاطمه به چادر تو میدهم قسم

با گریه بر شماست به جایی رسیده ام

از برکت همین دهۀ فاطمیه است

عمری به زیر بیرقتان آرمیده ام


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ساعت 16:33 موضوع | لینک ثابت


ــمـــاز بــــ ریــــ د ه بــــ ریــــ د ه

الله اکــ ــبــ ر
بِـــ سْـــ مِ اللَّـهِ الـرَّحــ ْمَــ ـٰنِ الـ رَّحــ ِیـــ مِ الْـ حَـــ مــ ْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الـــ ْعَ الــ َمـ ِیـــ نَ الـــ رَّحْـــ مَـــ ٰنِ الرَّحِ یـــ مِ مَالـ ــِكِ یَـــ وْمِ الـــ دِّیــ . . .


مـادرم وقـتـی این حـمـد تـوست از شـدت درد
خـدا بـه رکوع ، سجود ، . . . و قـنوت نـمازت رحم کند

خـدا بـه دل مـا رحـم کـنـد

تا یـاد قـلاف شـمـشـیـر و دست و قـنـوت ت می افـتـیـم''



 ܜܔܢ امشب را نظاره گر ِ الیَ الیَ گفتن ِ حضرت اِنا اَعطَیناکَ المـــــادَر هستیم... .

✓ ما نیمہ هاﮮ امشب در هیئت تشییع جنازه داریم...

می خواهیم پیکر مادر را ببریم تا کوچہ هاﮮ بنی هاشم...

عُقده شده برایمان ((غم ِ شب و بی کسی)) ...

می خواهیم بلند بلند لااله الا الله بگوییم...پشت سر ِ علی(علیه السلام)

می خواهیم دق کنیم امشب را...

فقط مانده ام پاهایم را چگونہ راضی کنم براﮮ رفتن...؟

˙·٠•● تصور کن جمع کوچکی را کہ از تشییع پیکر مادرﮮ برگشتہ باشند (نقطہ)


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ساعت 18:7 موضوع | لینک ثابت


زیارت حضرت زهرا (س) در روز یکشنبه



سلام بر تو اى آزموده شده،آن‏كه تو را آفريد آزمودت،پس تو را به آنچه آزمود شكيبا يافت...


السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً أَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ صَابِرٌ عَلَى مَا أَتَى بِهِ أَبُوكِ وَ وَصِيُّهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا وَ أَنَا أَسْأَلُكِ إِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ إِلا أَلْحَقْتِنِي بِتَصْدِيقِي لَهُمَا لِتُسَرَّ نَفْسِي فَاشْهَدِي أَنِّي ظَاهِرٌ [طَاهِرٌ] بِوِلايَتِكِ وَ وِلايَةِ آلِ بَيْتِكِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ


سلام بر تو اى آزموده شده،آن‏كه تو را آفريد آزمودت،پس تو را به آنچه آزمود شكيبا يافت، من از صميم قلب به تو ايمان دارم و بر آنچه پدر بزرگوارت و جانشينش(درود خدا بر آن دو باد)آوردند بردبارم و از تو مى‏خواهم‏ از آنجا كه مومن به تو هستم مرا به گروندگان آن دو ملحق سازى تا دلشاد گردم،پس گواه باش‏ كه همانا من تنها به ولايت تو و ولايت اهل بيتت(كه درود خدا بر همه آنان باد)پاك گشته و دلگرمم.
 

زيات حضرت زهرا عليها السّلام به روايتى ديگر:
السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ وَ كُنْتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صَابِرَةً وَ نَحْنُ لَكِ أَوْلِيَاءُ مُصَدِّقُونَ وَ لِكُلِّ مَا أَتَى بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ أَتَى بِهِ وَصِيُّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ مُسَلِّمُونَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ إِذْ كُنَّا مُصَدِّقِينَ لَهُمْ أَنْ تُلْحِقَنَا بِتَصْدِيقِنَا بِالدَّرَجَةِ الْعَالِيَةِ لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلايَتِهِمْ [بِوَلايَتِهِمْ‏] عَلَيْهِمُ السَّلامُ


سلام بر تو اى آزموده شده،آزمودت آن‏كه تو را آفريد پيش از آفريدنت در دنيا،و در آن آزمون شكيبا بودى و ما دوستان و تصديق‏كنندگان توييم،و به‏ همه آنچه پدر بزرگوارت(درود خدا بر او و خاندانش باد)و جانشينش(درود بر او)آوردند سر مى‏سپاريم‏ خدايا!از تو مى‏خواهيم ازآن‏رو كه تصديق‏كنندگان آن بزرگواران بوديم ما را به خاطر اين باور به درجه والا برسانى،تا خود را بشارت دهيم كه پاك گشتيم به ولايت آنان(درود بر آنان)


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 22:53 موضوع | لینک ثابت


به نمازی که نثار حرم و گنبد برپا شده ی حضرت زهرا بکنی...

چه دعایی کنمت بهتر از این


که کنار پسر فاطمه،هنگام اذان سحر جمعه ای از سال جدید


پشت دیوار بقیع


قامتت قد بکشد در دو رکعت


به نمازی که نثار حرم و گنبد برپا شده ی حضرت زهرا بکنی...


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در شنبه نوزدهم فروردین 1391 ساعت 20:34 موضوع | لینک ثابت


یا فاطمه...

مادر!حضور نام تو در شعر های من
لطف خداست،شامل حال غزل شدست

زهرایی و تلالو نور محبتت

در سینه ام ز روز ازل لَم یَزل شدست

عمرت نفس نفس همه تلمیح زندگیست

حرفت چراغ راه و مفاتیح زندگیست

چون زندگیت ساده تر از مختصر شدست

پیش تجملات جهازت سپر شدست

اشک شما عذاب بهشت است خنده کن

لبخندت آفتاب بهشت است خنده کن




+به شام غریبانت نشسته ایم مــــ ـ ـــ ـ ــ ــ)در


.


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در جمعه هجدهم فروردین 1391 ساعت 7:48 موضوع | لینک ثابت


نفس المهموم

ابن ابی طالب!تو در خانہ نشستہ اﮮ،کوثر ِ رسول در کوچہ سیلی می خورد

تو اگر برخیزی و دستار زرد بر سر بندﮮ،کوثر دوباره نفس می زند..هستی هم.

تو مظهر العجایب ِخدایی بر روﮮ زمین..غم ِ زهرا با تو چہ کرد مرد!

کہ در شب ِ بدر،نزول و سلام سہ هزار و سہ فرشته را تاب آوردﮮ

و اینجا اینچنین کمر شکستی...؟

بس است حضرت غریب(علیه السلام)...بس است حضرت تنها(علیه السلام)

یا علی بگو و بلند شو از سر ِ چاه!ببین زهرا رفتنی شده!


من عربی ام زیاد خوب نیست!نفس المهموم یعنی علی(علیه السلام)...؟


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ساعت 8:1 موضوع | لینک ثابت


زبان حال امام حسن مجتبی

من ایستاده بودم

دیدم که مادرم را

قاتل گهی به کوچه

گاهی به خانه میزد

گردیده بود قنفذ

همدست با مغیره

این با غلاف شمشیر

او تازیانه میزد

****************
چه میشد گر مرا مادر

از آن کوچه نمیبردی

من آنجا را نمیدیدم

تو هم سیلی نمیخوردی

التماس دعا


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در جمعه یازدهم فروردین 1391 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت


مادرم فاطمه...

در لغت،ولی بہ معناے کسی است کہ

عهده دار انجام کارهاے کس دیگر باشد

و دم بہ معناے خون.

در اصطلاح،اولیاے دم همان ورثہ ے مقتولند

کہ حق قصاص و عفو جانی را در اختیار دارند..

من،نہ ولی دم ِ مادرم و نہ ورثہ ے مادر و نہ...

فقط فرزند مادرم...همین.

مرا همین بس کہ گوشہ اے بایستم

و سرسلامتی بگویمتان و همہ ے روحم دق کند از مادر گفتن تان.

-----

پ.ن:「آقازاده ے بنی هاشمیِ اول ردیف ِ اولیاے ِ دم ِ مــادر!」

سالهاست صداے مادرت بین کوچہ ها پیچیده

لبیک نمی گویی هل من معین مادرت را...؟


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در شنبه پنجم فروردین 1391 ساعت 8:59 موضوع | لینک ثابت


ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

ما هم کلام منکر حیدر نمی شویم



با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم



ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم


ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم



ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد



روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد



از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم

ما مثل کوه پشت علی(امیرالمومنین) ایستاده ایم

شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود


وقتی که حرف کوچه ودیوار می شود....


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در سه شنبه نهم اسفند 1390 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت


همواره درب هر کس و نا کس نمی زنیم ..... ما رزق خود ز ام ابیها گرفته ایم

در سایه سار لطف شما پا گرفته ایم


شکر خدا کنار شما جا گرفته ایم



از سائلان هر شبه کویتان شدیم



این درس را ز عالم بالا گرفته ایم



این نوکری و عرض ادب را به نزدتان



از گوشه چشم ام ابیها گرفته ایم



بعد از شما که امتتان چند دسته شد



شکر خدا که دامن مولا گرفته ایم


همواره درب هر کس و نا کس نمی زنیم



ما رزق خود ز ام ابیها گرفته ایم



ما زیر دِین نسل به نسل شما شدیم



از دست زینب تو شفاها گرفته ایم



تا این که بین چاه نیفتیم، روز و شب



یک رشته از عبای شما را گرفته ایم


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ساعت 14:58 موضوع | لینک ثابت


کوچه ای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی

کوچه ای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی ...



وای بر ما...




سخن از مادر ما می گویی؟؟......


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ساعت 9:8 موضوع | لینک ثابت


یا علی

خمیر خاک آدم را سرشتند




چو بر میخواست آدم یا علی گفت


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ساعت 20:35 موضوع | لینک ثابت


گیر می دهند!!!!

گلها به عطر عود تنت گیر می دهند


پروانه ها به سوختنت گیر می دهند


منبر ندیده های نماز خلیفه ها


حتی به شیوۀ سخنت گیر می دهند!!!


دیروز اگر به صلح شما گیر داده اند


امروز هم به سینه زنت گیر می دهند!!!


زهرا،چرا همیشه در این کوچه های تنگ


غمها به خندۀ حسنت گیر می دهند؟!!!


اصلا فدک بهانۀ شان بود ،ای غریب


بی برگه هم به رد شدنت گیر می دهند!!!!!!


ای یوسف مدینه چرا جای پیرهن


با تیغ و تیر بر کفنت گیر می دهند؟!


این چند تیر مانده دگر قسمت تو نیست


وقتش به پاره های تنت گیر می دهند!


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت


حضرت زهرا

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:


ان السعید، كل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته


همانا سعادتمند(به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه


امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.



منبع:(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ساعت 9:35 موضوع | لینک ثابت



در ربیـع گُـل هـا مـی رویـنــد ولیـک...



دلـــم بـرای بـاغچـــ ه هـا می سـوزد



کسـی بـــ ه فکــر گُــل هـا نیستـــــ



کسـی بـــ ه فکــر مـاهـی هـا نیستـــــ



کسـی نمـی خـواهــد بـاور کنـد کـــ ه...



بـاغچـــ ه هـا در بنـی هـاشـم بـاغچـــ ه نیستـنــد...


لبیک نمی گویی هل من معین مادرت را...؟


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در یکشنبه نهم بهمن 1390 ساعت 16:6 موضوع | لینک ثابت


.................

حـالا مـــرا بــبـیـن و بــگـو شــکــل مـادری
چه گوشواره ای، چه لباسی، جه معجری
از قــول مــن بــگــو بـه عـمـو بــعـد مـردنـم
بــایـــد بــرای غــســل مــن آبـــــ بــیـاوری
لـب هـای چـاکــــ خـورده تـو حـرفــ مـیـزنـد
تـقـصـیـر چـوبـــ بـوده چنین سـرخ و پـرپـری
قـدری از ایـن مـحـاسـن خـاکسـتـری بـگـو
غـیـر از تـنـور نـیـسـت مـگـر جـای بـهـتـری
مـانـنـد رگ تــو ، دلـم ریـشـــ ریـشـــ شــد
جانم فدای تو ، چــ ه گلویـی ، چه حنجری
---------
درسته میگین سنی نداره

ولــی بـدونـیـد کــوه وقـاره


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ساعت 12:0 موضوع | لینک ثابت


خطبه حضرت زینب (س) در شام

1_TEH588-_25_.jpg


حضرت زینب (س) سخنرانی ذیل را در شام ایراد كردند كه متن آن را سید ( رحمه الله ) ، و طبرسی و دیگر محدثّان شیعه ، فرید وجدی در « دائرة المعارف و صاحب كتاب بلاغات النساء» و دیگر نویسندگان اهل سنت به اجمال و تفصیل و با مختصر اختلافی نقل كرده اند

متن زیر از كتاب « نفس المهموم » می باشد :

 

 

 

 ستایش خدای را كه پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمد و همه خاندانش

 

 

 

براستی كه خدای سبحان درست فرموده كه گوید : « سرانجام كسانی كه عمل زشت انجام داده و كاربد كرده اند بدانجا می انجامد كه آیات خدای را دروغ می شمارند و آنها را مسخره و استهزا می كنند » .

 

ای یزید ! آیا می پنداری كه اینك فضای آسمان و زمین را بر ماتنگ كرده ای و ما را همانند اسیران به هر شهر و دیار سوق داده و كشانده ای ، مانزد خدا خوار و زبون هستیم و تو در پیشگاه خدا گرامی و عزیز هستی ؟ و چیره گیت برما به خاطر مقامت در پیش خداست ؟ و به همین جهت باد به دماغ انداخته ای و با غرور و نخوت به اطراف خود می نگری و از اینكه می بینی دنیا بر وفق مراد و كام توست و كارها به دلخواه تو روبه راه و ملك و پادشاهی بر تو صاف و هموار شده است مسرور وشادمانی !

 

اندكی آهسته تر و آرامتر ! مگر فراموش كرده ای كه خدای عزوجل می فرماید : { وَلایَحْسَبَنّ الَّذینَ كَفَروُا اِنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لاَِنْفُسِهِمْ اِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزدادُوا اِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ } 

 

« آنان كه كافر شدند گمان نكنند مهلتی كه به آنها داده ایم برایشان خوب است ( و خیر آنها را می خواهیم ) . خیر ، بلكه ما آنها را مهلت می دهیم تا برگناه خود بیفزایند و عذابی خوار كننده در پیش دارند . »

 

ای پسر آزادشدگان  ! آیا این قانون عدل و انصاف است كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده جای دهی ولی دختران رسول خدا را به صورت اسیران بدین سوی و آن سوی كشانی ؟ پرده حجاب ایشان را بدری و سرورویشان را بگشایی و دشمنان ، ایشان را از شهری به شهری ببرند و افراد بیگانه و فرومایه چهره آنها را بنگرند ؟

 

نه مردی برای سرپرستی آنها به جای گذارده ای و نه حمایت كننده ای دارند !

 

آری چگونه می توان امید عاطفه و دلسوزی داشت از كسی كه جگر پاكان را بجود ؟ و از دهان بیرون افكند ؟ و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده شده است ؟ و چگونه كسی كه همواره با دیده بغض و كینه به ما نگاه می كند ؟ از دشمنی وعداوت نسبت به ما كوتاهی كند . و آنوقت با كمال گستاخی ( اشعار پیروزی می خوانی ) و بی باكانه و بدون آن كه عمل خود را گران بدانی اجداد خود را به یادمی آوری و می گویی :

 

لاََهلَّوُا وَاسْتَهلُّوا فَرَحاً * * * ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لاَتُشَل

 

و این اشعار را درحالی می خوانی كه چوب بر دندانهای ابی عبدالله ـ سید جوانان اهل بهشت ـ می زنی ؟

 

وچرا چنین نگویی ؟ تویی كه با ریختن خون فرزندان پیغمبر ( صلّی الله علیه وآله ) و ستارگان خاندان عبدالمطلب زخم دل را جریحه دار كردی و ریشه را سوزاندی ؟ اكنون بزرگان خود را صدامی زنی و می پنداری كه آنها را می خوانی [ و از آنها آفرین می خواهی ؟ ] غافل از اینكه خودت نیز بزودی به آنها ملحق می شوی و می پیوندی ، و آنوقت درآنجا آرزومی كنی كه ای كاش دستت خشك و زبانت لال شده بود و آنچه را گفتی نمی گفتی و آنچه را كردی انجام نمی دادی !

 

بار خدایا ! داد ما را از اینان بستان ، و انتقام ما را از این ستمگران بگیر ، و خشم خود را بر كسانی كه خون ما را ریختند و یاران ما را كشتند فروریز !

 

ای یزید ! به خدا سوگند ( با این جنایتها ) تنهاپوست بدن خود را شكافتی و تنها گوشت خود را پاره پاره كردی ، و بزودی به نزد رسول خدا( صلّی الله علیه وآله ) درآیی درحالی كه بارسنگین ریختن خون و هتك حرمت خاندان او و پاره های تن او را به گردن داری !

 

در آن روزی كه خداوند پیغمبر و فرزندان و خاندانش را كنار یكدیگر جمع كند و پراكندگیشان را برطرف سازد و داد آنها را [ از دشمنانشان ] بازستاند و گمان مبر كسانی كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان روزی می خورند !

 

و همین بس است كه حاكم ( و قاضی ) خداست و دادخواه محمد ( صلّی الله علیه وآله ) است ، و جبرئیل پشتیبان است !

 

این را هم بدان آن كسانی هم كه مقدمات این كار را برای تو فراهم ساختند و تو را برگردن مسلمانان سواركردند به كیفر خود خواهند رسید و بدانند كه ستمگران را كیفری بد در پیش است و خواهند فهمید كدام یك از شما بدبخت تر و كدام سپاه ضعیفتر است .

 

اگر مصیبتهای روزگار كار مرا به اینجا كشانیده است كه ناچار شدم تو را طرف سخن خود قرار بدهم و با چون تویی گفتوگو كنم ، با این حال بدان [ وقعی برای تو قایل نیستم و ] قدر و مقام تو را بسیار پست می دانم و بسختی تو را سرزنش و نكوهش می كنم و توبیخ بسیار !

 

اما چه كنم [ كه با این حال ] چشمها گریان و سینه ها [ در فراق عزیزان ] سوزان است [ و بی تابی ما بدان خاطر است نه آنكه از تو ترسی در دل داشته باشیم ] !

 

آه ! این ماجرا چقدر شگفت انگیز است كه حزب خدا به دست حزب شیطان و آزادشدگان كشته می شوند و دستهای شما به خون ما آغشته می شود و گوشتهای ما از دهنهای شما می ریزد . و آن بدنهای پاك و پاكیزه را در آن بیابان سركشی كنند ، و كفتارها در خاك بغلطانند .

 

و اگر تو كشتن و اسارت ما را امروز برای خود غنیمتی می دانی به همین زودی باید غرامت سنگین این كار را بپردازی ، آن هنگامی كه چیزی جز همانچه به دست خود پیش فرستاده ای نیابی و پروردگار سبحان به بندگان ستم نمی كند !

 

شكوه ما تنها به خدای تعالی است و بر او اعتماد داریم !

 

[ ای یزید ! ] اكنون هر نقشه و توطئه ای داری درباره ما انجام ده و از هر كوششی در این باره فرو گذار مكن ، اما به خدا سوگند [ هر چه كنی ] نمی توانی نام و نشان ما را محوكنی ، و سروش ما را بمیرانی و به حد ما نتوانی رسید و ننگ این اعمال ننگین و ستم ها را نتوانی شست .

 

و بدان كه رای و تدبیرت سست و روزگارت اندك و انگشت شمار و جمعیتت روبه پراكندگی است و در آن روز كه منادی خدا فریاد زند :

 

« أَلالَعْنَةُ اللهِ عَلَی الظّالِمینَ » ؛

 

[ همانا لعنت خدا برستمكاران ! ]

 

 

با اینهمه من خدای را ستایش می كنم كه آغاز زندگی ما را سعادت و آمرزش و پایان آن را شهادت و رحمت قرار داد . از خدای تعالی می خواهیم كه پاداش نیك خود را بر شهیدان ما كامل كند ، كه براستی او بهترین دوست و مهربان است ، و هم او ما را كافی است كه بهترین مدافع و وكیل است .


تصاویری از مسجد جامع دمشق معروف به مسجد جامع اموی

محل سخنرانی حضرت زینب (س)

115234103.jpg

 


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ساعت 17:27 موضوع | لینک ثابت


محرم میکده، ساقی حسین است...




http://multi-download.com/photos/sms_ashoora_02_10.jpg


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت 16:50 موضوع | لینک ثابت


کی شود

 

 

کی شود تا انتقام سیلی زهرا بگیریم


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در سه شنبه یکم آذر 1390 ساعت 10:12 موضوع | لینک ثابت


**احادیثی زیبا ازبانوی دوعالم فاطمه اطهرسلام الله**

http://mardomyar.persiangig.com/image/فاطمه زهرا.jpg

1ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء ( سلام الله علیها) :


نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبیائِهِ.([1])


حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما أهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.


2ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَیْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: أیْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ(علیها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَهِ تَشاجَرُوا فى شَیْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَیْهِمْ أنْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ أبی طالِب (علیه السلام).([2])


عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهراء(علیها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بین عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا كرده اند یك نفر از آدم ها بین ایشان حكم و قضاوت نماید; و خداوند به ملائكه وحى فرستاد: خودتان یك نفر را انتخاب نمائید; و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) را برگزیدند.



3ـ قالَتْ(علیها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَیْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.([3])

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف امام علىّ (علیه السلام) فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده اى حقّ گو و هدایتگر است، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.


4ـ قالَتْ(علیها السلام): أبَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، یُقْیمانِ أَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.([4])


فرمود: حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله) و علىّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.



5ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.([5])



فرمود: هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.


6ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ أحَبَّ عَلیّاً فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.([6])


فرمود: همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.


7ـ قالَتْ (علیها السلام): إلهى وَ سَیِّدى، أسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتى، وَشیعَهِ ذُرّیتَى.([7])


فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آن ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى.

8ـ قالَتْ (علیها السلام): شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.([8])


فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.



9ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أكْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَهِ.([9])


حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد; متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم. و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.



10ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوه.([10])


پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.



11ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَیْهِ.([11])


هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.



12ـ قالَتْ (علیها السلام): لا تُصَلّى عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمیر الْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى أبى بِمُلْكِ فَدَك.([12])



فرمود: افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.



13ـ قالَتْ (علیها السلام): إلَیْكُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.([13])

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟


14ـ قالَتْ (علیها السلام): جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاهَ تَزْكِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ([14])



فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحكام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.



15ـ قالَتْ (علیها السلام): یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.([15])


فرمود: اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش.



16ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَهَ أیّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.([16])



فرمود: هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد; و یا پس از مرگ.


17ـ قالَتْ (علیها السلام): ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِب2ُهُمْ.([17])


فرمود: آنچه را امام علىّ (علیه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت ـ انجام داد، وظیفه الهى او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات مى نماید.


18ـ قالَتْ (علیه السلام): خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.([18])


فرمود: بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.


19ـ قالَتْ (علیها السلام): أوُصیكَ یا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى.([19])


ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكن; و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا.


20ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریر ظاهِر، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ.([20]

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشییع مى كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت ـ و بلانكاردى ـ كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ـ ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت


چرا نام حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) در قرآن نیامده است ؟

این سوال نسبت به ایمه - علیهم السلام - نیز جاری است و در همه پاسخ مشابهی دارد .شیوه برخورد قرآن با اهل بیت دادن یكسری اصول و معیارها و بیان امتیازات و ویژگی های برجسته آنان است .
نه ذكر نام آنها مانند آنچه در آیه تطهیر اطعام انفاق و...آمده است . اما این كه از چه رو چنین شیوه ای اتخاذ گردیده كاملا بر ما روشن نیست ولی با توجه به قراین قرآنی و تاریخی می توان نتایجی به دست آورد : 1- روش قرآن در مسایل مهم فكری اجتماعی و سیاسی دادن معیار به جای معرفی اشخاص است و این طبیعتا موجب شكوفایی اذهان است و به جامعه این مسوولیت را می دهد كه در پی كشف مصادیق انطباق با ضوابط تعیین شده برآیند .
2- جریاناتی در عصر پیامبر وجود داشت كه هر گونه سخنی ازپیامبر ( ص ) در مورد اهل بیت - علیهم السلام - را حمل براین می كردند كه پیامبر آمده است تا خود را و سپس نزدیكانش را بر مردم حاكم گرداند .این برنامه آن قدر قوت گرفت كه پیامبر ( ص ) را مجبور ساخت به هنگام نوشتن وصیت از تصمیم خود منصرف شود زیرا بیم آن می رفت كه برخی به خاطر اجرای برنامه های شوم خود حتی اصل رسالت پیامبر ( ص ) را منكر شوند چنانچه یزید گفت : ( ( لعبت هاشم بالملك فلا خبرجا و لا وحی نزل ) ) .
با نگاهی دقیق به حوادث تاریخی به خوبی روشن می شود كه
این سوال نسبت به ایمه - علیهم السلام - نیز جاری است و در همه پاسخ مشابهی دارد .شیوه برخورد قرآن با اهل بیت دادن یكسری اصول و معیارها و بیان امتیازات و ویژگی های برجسته آنان است .
نه ذكر نام آنها مانند آنچه در آیه تطهیر اطعام انفاق و...آمده است . اما این كه از چه رو چنین شیوه ای اتخاذ گردیده كاملا بر ما روشن نیست ولی با توجه به قراین قرآنی و تاریخی می توان نتایجی به دست آورد : 1- روش قرآن در مسایل مهم فكری اجتماعی و سیاسی دادن معیار به جای معرفی اشخاص است و این طبیعتا موجب شكوفایی اذهان است و به جامعه این مسوولیت را می دهد كه در پی كشف مصادیق انطباق با ضوابط تعیین شده برآیند .
2- جریاناتی در عصر پیامبر وجود داشت كه هر گونه سخنی ازپیامبر ( ص ) در مورد اهل بیت - علیهم السلام - را حمل براین می كردند كه پیامبر آمده است تا خود را و سپس نزدیكانش را بر مردم حاكم گرداند .این برنامه آن قدر قوت گرفت كه پیامبر ( ص ) را مجبور ساخت به هنگام نوشتن وصیت از تصمیم خود منصرف شود زیرا بیم آن می رفت كه برخی به خاطر اجرای برنامه های شوم خود حتی اصل رسالت پیامبر ( ص ) را منكر شوند چنانچه یزید گفت : ( ( لعبت هاشم بالملك فلا خبرجا و لا وحی نزل ) ) .
با نگاهی دقیق به حوادث تاریخی به خوبی روشن می شود كه همین مساله در مورد قرآن نیز راه می یافت و اگر به صراحت نامی از آنان می آمد و با اجمال و اشاره قضیه ختم نمی شد چه بسا الهی بودن آن را نیز منكر می شدند و اساسا بنیان دین را ویران می ساختند .در این جا ممكن است گفته شود كه خداوندخوداعلام داشته كه حافظ قرآ ن است . پاسخ آن است كه : بلی ولی خداوند هر چیزی را از طریق اسباب و وسایل ویژه و مناسبش به انجام می رساند و یكی از اسباب حفظ قرآن رعایت همین شیوه هاست زیرا این روش انگیزه مخالفت و تحریف قرآن را از بین برده یا محدود می سازد .
همین مساله در مورد قرآن نیز راه می یافت و اگر به صراحت نامی از آنان می آمد و با اجمال و اشاره قضیه ختم نمی شد چه بسا الهی بودن آن را نیز منكر می شدند و اساسا بنیان دین را ویران می ساختند .در این جا ممكن است گفته شود كه خداوندخوداعلام داشته كه حافظ قرآ ن است . پاسخ آن است كه : بلی ولی خداوند هر چیزی را از طریق اسباب و وسایل ویژه و مناسبش به انجام می رساند و یكی از اسباب حفظ قرآن رعایت همین شیوه هاست زیرا این روش انگیزه مخالفت و تحریف قرآن را از بین برده یا محدود می سازد .


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ساعت 19:20 موضوع | لینک ثابت


نكات شاخص در خطبه غدیر

* شاهد گرفتن خداوند بر تبلیغ خود
* شاهد گرفتن مردم بر تبلیغ خود
* تأكید بر امامت دوازده امام علیهم‏السلام بعد از خود
* تأكید بر عدم تغییر حلال وحرام و تبیینِ آن توسط امامان
* اشاره به منافقین و اقداماتِ گذشته و آینده آنان صریحا و تلویحا

برگرفته از کتاب «خطابه غدیر» نوشته محمد باقر انصاری


.
.
.

غدیر صفحه تاریخ وال من والاه
غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است
هنوز لاله اکملت دینکم روید
هنوز طوطى اتممت نعمتى گویاست




 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت


شب عرفه، مخصوص حاجت گرفتن


در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند، به اجابت می‌رسد و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل صد و هفتاد سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏‌شود.


عرفه، فرصتی کوتاه برای جاماندگان

حضرت آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی «رُوی إنّ لیلة عرفة یستجاب فیها ما دعا من خیر و للعامل فیها بطاعة الله تعالى أجر سبعین و مائة سنة».

در روایتی نقل شده است که شب عرفه هر دعای خیری که انسان بکند، به اجابت می‌رسد و برای کسی که در شب عرفه اطاعت الهی را بکند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل صد و هفتاد سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏‌شود.

اعمال صالح برابر صدوهفتاد سال عبادت است

این روایت، شکوه شب عرفه را می‌رساند. به حسب ظاهر، امشب شب عرفه است؛ بنابراین، می‏‌خواهم این مطلب را به دوستان عرض کنم که امشب را قدر بدانید! نخستین مسأله‏‌ای که در امشب بر آن تأکید شده، «دعا کردن» است و در روایت دارد: دعا کنید! دعای خیر کنید! و بدانید که این دعاها به اجابت می‌رسد.

مقید باشید که امشب، مشغول غیر عبادت نباشید!

مطلب دیگر اینکه مقید باشید که امشب مشغول به غیر عبادت نشوید! کاری کنید که اشتغالات کنار برود تا بتوانید به سوی عبادات و صالحات بروید! وقتی چنین معادل‌ه‏ایی هست که عبادت امشب مانند عبادت صد و هفتاد ساله است، خیلی انسان باید مراقبت و جدیت داشته باشد. این خیلی قابل توجه است، چون امشب یکی از بزرگترین فرصت‌هایی است که ما داریم.

اثر دعا برای دیگران و پشت سر آنها

درباره دعا کردن هم بگویم که در روایتی از امام باقر ـ علیه السلام ـ آمده است که حضرت فرمودند: «أسرع الدعا نُجحاً للإجابة دعاء الأخ لأخیه بظهر الغیب»؛ سریعترین دعایی که به هدف اجابت می‏‌رسد، دعایی است که یک برادر مؤمن، برای برادر مؤمن دیگرش می‏‌کند و پشت سر او برایش از خدا خیر می‏‌خواهد؛ نه در حضورش. یعنی هر کس برای دیگری دعا کند، به سرعت به اجابت می‌رسد. «فیقول له ملک موکّل به لبّیک»؛ وقتی این شخص شروع می‏‌کند به دعا کردن برای برادر مؤمنش و پشت سر او، آن فرشته‏‌ای که برای گرفتن دعاها موکّل شده است، جواب می‏‌دهد: بله! «و لک مثلاه» یعنی این چیزی که برای برادرت خواستی، برای خودت دو برابرش برآورده شد؛ یعنی همین که برای دیگری خیر خواستی و دعایش کردی، برای خودت دو برابرش منظور و مستجاب می‏‌شود.

مسأله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین ـ علیه‏السلام ـ است که در حدیث آمده: خداوند پیش از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زایرین امام حسین ـ علیه‏السلام ـ نظر می‌افکند و این نظر افکندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر است که افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین (علیه السلام) است.

امشب را قدر بدانید!

از غروب شب عرفه تا غروب روز عرفه زمان بسیار بزرگی است. این را گفتم تا امشب که به حسب ظاهر شب عرفه است و موقعیت بسیار خوبی است، هم دعا کنید و هم به اعمال صالحه مشغول شوید! این را هم بدانید که دعاهایی که می‌‏کنید اگر برای دیگران باشد، چیز بیشتری نصیبتان می‌‏شود.

خدا کند یکی از آن کسانی که شما دعا می‏‌کنید من باشم...

روز عرفه، روز درخواست از خداوند

«رُوی عن رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم قال: أوحی الله تعالی إلی بعض أنبیائه لَو أَنَّ أَهلَ سَبعِ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِینَ سَأَلُونِی جَمیعاً فَأَعطَیتُ کُلَّ وَاحِدٍ مِنهُم مَسْأَلَتَهُ مَا نَقَصَ ذَلِکَ مِن مُلکِی مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ وَ کَیفَ ینقُصُ مُلکٌ أَنا قَیمُه‏».

عرفه

از خدا چیزی کم نمی‏‌شود، حتّی اگر...

در روایتی است که از پیغمبر اکرم نقل شده است که خداوند وحی فرستاد به برخی از پیامبرانش که این متن وحی الهی است که بر فرض که اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست کنند و به هرکدام هرچه که خواستند را بدهم، از خزانه، حکومت و فضل الهی ذره‏‌ای کاسته نمی‌شود؛ حتی مثل یک بال پشه هم از خزانه من کم نمی‌شود؛ بنابراین، چگونه ممکن است که از فضل الهی کاسته شود، در حالی که من سردمدار آن هستم؟!

روز امید خوشبختی برای همه

روایتی دیگری از زین العابدین ـ صلوات الله علیه ـ آمده که محدث قمی هم آن را در مفاتیح نقل کرده است؛ در آن روایت آمده است که روز عرفه بود و حضرت دیدند که سائلی دارد از مردم، یعنی غیر خدا، درخواست می‌کند. حضرت به او فرمود: وای بر تو! در چنین روزی از غیر خدا تقاضا و درخواست می‌کنی!؟ و حال آنکه امید می‌رود در چنین روزی فضل الهی شامل طفل‌هایی شود که در رحم مادر هستند. امید است که اینها خوشبخت و سعادتمند شوند.

روز عرفه، روز دعا و درخواست

«رُوِی عَنِ البَاقِرِ عَلَیهِ‏السَّلَامُ قَالَ إِنَّ یوْمَ عَرَفَةَ یوْمُ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَةٍ». یکی از آن مقاطعی که این اسلحه بُردش بیشتر است و در اجابت سرعت دارد، ‌روز عرفه است. حتّی تعبیر امام باقر ـ علیه‏السلام ـ این است که اصلاً‌ روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. یعنی در این مقطع زمانی بخصوص سرعت اجابت دعا بیشتر است.

هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبهاست،برای دعا به ویژه از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. اگر می‏‌خواهید مشکلاتتان را حل کنید بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید، چه حاجت‏‌های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید، چون امروز بُردِ دعا خیلی زیاد است، به ویژه درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما می‌دهد.

دعای عرفه

تنها امید جاماندگان

«مَنْ لَمْ یغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یشْهَدَ عَرَفَةَ»؛ حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند: اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگیرد، غفران برای او نیست، مگر آنکه عرفه را درک کند.

از این روایت دو مطلب به دست می‏‌آید: یکی، عظمت ماه مبارک رمضان از نظر گسترش مغفرت الهی است که همه را در بر می‌گیرد. دوم، عظمت عرفه است. در ماه مبارک رمضان، زمان مطرح است. امکان دارد برای عرفه هم زمان مطرح باشد؛ یعنی روز خاص و هم مکان مورد نظر باشد که آن زمین عرفات است، ولی مسلّماً زمان در اهمیت موضوع دخالت دارد که روز عرفه است. از لحاظ قید زمان، اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، مسلّماً اگر در روز عرفه از خداوند طلب مغفرت کند مورد مغفرت الهی قرار خواهد گرفت.

فضیلت زوّار امام حسین علیه السلام در روز عرفه

مسأله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین ـ علیه‏السلام ـ است که در حدیث آمده: خداوند پیش از آنکه به سرزمین عرفات نظر کند، به زایرین امام حسین ـ علیه‏السلام ـ نظر می‌افکند و این نظر افکندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر است که افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین (علیه السلام) است.

این روز را از دست ندهید!

هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبهاست، به ویژه برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید، به ویژه از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. می‏‌خواستم به دوستان سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید. بدانید اگر می‏‌خواهید مشکلاتتان را حل کنید ـ‏ که همه ما ‏مشکل داریم‏ ـ بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید، چه حاجت‏‌های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید، چون امروز بُردِ دعا خیلی زیاد است، به ویژه درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما می‌دهد.

از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نکنید و دعا کنید.


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در شنبه چهاردهم آبان 1390 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت


زبان حال کبوتر بقیع با کبوتر حرم امام رضا (ع )

تصویر اصلی را ببینید

آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

 

من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم سرم و بجای گنبد روی خاکها می ذارم

photo-0015

خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا

 

اونجا هرکی می پره طائر افلاکی می شه اینجا هرکی می پره بال و پرش خاکی می شه

photo-0014

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن

11

( تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت

 

(منظور حضرت فاطمه زهرا س

 

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره روز و شب این همه عا

 

شق رو خاکت سر می ذاره

 

 

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره

8

 


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت


آسمان بانو

 

با همین چشم‏های خود دیدم، زیر باران بی ‏امان بانو ...

در حرم قطره قطره می‏افتاد آسمان روی آسمان بانو ...

 

صورتم قطره قطره حس کرده است چادرت خیس می‏شود اما ....

به خدا گریه‏ های من گاهی دست من نیست مهربان بانو ...

 

گم‏شده خاطرات کودکی ‏ام گریه گریه در ازدحام حرم

باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو

 

باز هم مثل کودکی هر سو می‏دوم در رواق تو در تو ....

دفترم دشت و واژه ‏ها آهو ... گفتم آهو و ناگهان بانو ...

 

شاعری در قطار قم مشهد چای می‏خورد و زیر لب می‏گفت:

شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

 

شعر از دست واژه‏ ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است

بغض یعنی که حرف‏هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو

 

این غزل گریه‏ ها که می‏بینی آن شعر است، شعر آیینی

زنده ‏ام با همین جهان‏بینی، ای جهان من ای جهان بانو!

 

کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است

زادگاه من و مزار من است، مرگ یک روز بی‏گمان بانو

 

 

 

روز میلاد حضرت معصومه بانوی مهربان شیعه، مایه ی افتخار شیعه،

 خانمی که عظمت مزار مخفی حضرت زهرا رو فقط در حرم ایشان باید

 جستجو کرد، رازدار درد دلهامون، کسی که پیش خداوند شانی از

شان داره و امید بسته ایم به شفاعتشون بر همه ی دلباختگان این

خاندان پاک مبارک

 


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در دوشنبه چهارم مهر 1390 ساعت 21:34 موضوع | لینک ثابت


من و چادرم



یادگاری ز فاطمه با من
هست در کوچه ها نگهبانم
قدر این تاج بندگی را من
با تمام وجود می دانم

از نگاه های هرزه بگریزم
تا شود یک نگاه خریدارم
چادرم فاطمی ست مولاجان؟
من به یاد تو(عج) دوستش دارم

عاشق رنگ چادرم هستم
نه که مشکی که رنگ بندگی است
سجده هایم ز شکر پر اشکند
روحم از شوق غرق تازگی است

چه غم ار بد بگویدت شیطان
او که با رنگ نور بیگانه ست
آی ابلیس شوم باور کن
که هنوز قلب ما محب خانه است

چادرم یادگاری از زهراست
گوییا خار چشم شیطان است
ما سپر از بلا نیندازیم
آرزومان صف شهیدان است


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در شنبه دوم مهر 1390 ساعت 21:47 موضوع | لینک ثابت


بر محمد و آل محمد صلوات

 
بر محمد و آل محمد صلوات


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ساعت 20:24 موضوع | لینک ثابت