1_TEH588-_25_.jpg


حضرت زینب (س) سخنرانی ذیل را در شام ایراد كردند كه متن آن را سید ( رحمه الله ) ، و طبرسی و دیگر محدثّان شیعه ، فرید وجدی در « دائرة المعارف و صاحب كتاب بلاغات النساء» و دیگر نویسندگان اهل سنت به اجمال و تفصیل و با مختصر اختلافی نقل كرده اند

متن زیر از كتاب « نفس المهموم » می باشد :

 

 

 

 ستایش خدای را كه پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمد و همه خاندانش

 

 

 

براستی كه خدای سبحان درست فرموده كه گوید : « سرانجام كسانی كه عمل زشت انجام داده و كاربد كرده اند بدانجا می انجامد كه آیات خدای را دروغ می شمارند و آنها را مسخره و استهزا می كنند » .

 

ای یزید ! آیا می پنداری كه اینك فضای آسمان و زمین را بر ماتنگ كرده ای و ما را همانند اسیران به هر شهر و دیار سوق داده و كشانده ای ، مانزد خدا خوار و زبون هستیم و تو در پیشگاه خدا گرامی و عزیز هستی ؟ و چیره گیت برما به خاطر مقامت در پیش خداست ؟ و به همین جهت باد به دماغ انداخته ای و با غرور و نخوت به اطراف خود می نگری و از اینكه می بینی دنیا بر وفق مراد و كام توست و كارها به دلخواه تو روبه راه و ملك و پادشاهی بر تو صاف و هموار شده است مسرور وشادمانی !

 

اندكی آهسته تر و آرامتر ! مگر فراموش كرده ای كه خدای عزوجل می فرماید : { وَلایَحْسَبَنّ الَّذینَ كَفَروُا اِنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لاَِنْفُسِهِمْ اِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزدادُوا اِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ } 

 

« آنان كه كافر شدند گمان نكنند مهلتی كه به آنها داده ایم برایشان خوب است ( و خیر آنها را می خواهیم ) . خیر ، بلكه ما آنها را مهلت می دهیم تا برگناه خود بیفزایند و عذابی خوار كننده در پیش دارند . »

 

ای پسر آزادشدگان  ! آیا این قانون عدل و انصاف است كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده جای دهی ولی دختران رسول خدا را به صورت اسیران بدین سوی و آن سوی كشانی ؟ پرده حجاب ایشان را بدری و سرورویشان را بگشایی و دشمنان ، ایشان را از شهری به شهری ببرند و افراد بیگانه و فرومایه چهره آنها را بنگرند ؟

 

نه مردی برای سرپرستی آنها به جای گذارده ای و نه حمایت كننده ای دارند !

 

آری چگونه می توان امید عاطفه و دلسوزی داشت از كسی كه جگر پاكان را بجود ؟ و از دهان بیرون افكند ؟ و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده شده است ؟ و چگونه كسی كه همواره با دیده بغض و كینه به ما نگاه می كند ؟ از دشمنی وعداوت نسبت به ما كوتاهی كند . و آنوقت با كمال گستاخی ( اشعار پیروزی می خوانی ) و بی باكانه و بدون آن كه عمل خود را گران بدانی اجداد خود را به یادمی آوری و می گویی :

 

لاََهلَّوُا وَاسْتَهلُّوا فَرَحاً * * * ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لاَتُشَل

 

و این اشعار را درحالی می خوانی كه چوب بر دندانهای ابی عبدالله ـ سید جوانان اهل بهشت ـ می زنی ؟

 

وچرا چنین نگویی ؟ تویی كه با ریختن خون فرزندان پیغمبر ( صلّی الله علیه وآله ) و ستارگان خاندان عبدالمطلب زخم دل را جریحه دار كردی و ریشه را سوزاندی ؟ اكنون بزرگان خود را صدامی زنی و می پنداری كه آنها را می خوانی [ و از آنها آفرین می خواهی ؟ ] غافل از اینكه خودت نیز بزودی به آنها ملحق می شوی و می پیوندی ، و آنوقت درآنجا آرزومی كنی كه ای كاش دستت خشك و زبانت لال شده بود و آنچه را گفتی نمی گفتی و آنچه را كردی انجام نمی دادی !

 

بار خدایا ! داد ما را از اینان بستان ، و انتقام ما را از این ستمگران بگیر ، و خشم خود را بر كسانی كه خون ما را ریختند و یاران ما را كشتند فروریز !

 

ای یزید ! به خدا سوگند ( با این جنایتها ) تنهاپوست بدن خود را شكافتی و تنها گوشت خود را پاره پاره كردی ، و بزودی به نزد رسول خدا( صلّی الله علیه وآله ) درآیی درحالی كه بارسنگین ریختن خون و هتك حرمت خاندان او و پاره های تن او را به گردن داری !

 

در آن روزی كه خداوند پیغمبر و فرزندان و خاندانش را كنار یكدیگر جمع كند و پراكندگیشان را برطرف سازد و داد آنها را [ از دشمنانشان ] بازستاند و گمان مبر كسانی كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان روزی می خورند !

 

و همین بس است كه حاكم ( و قاضی ) خداست و دادخواه محمد ( صلّی الله علیه وآله ) است ، و جبرئیل پشتیبان است !

 

این را هم بدان آن كسانی هم كه مقدمات این كار را برای تو فراهم ساختند و تو را برگردن مسلمانان سواركردند به كیفر خود خواهند رسید و بدانند كه ستمگران را كیفری بد در پیش است و خواهند فهمید كدام یك از شما بدبخت تر و كدام سپاه ضعیفتر است .

 

اگر مصیبتهای روزگار كار مرا به اینجا كشانیده است كه ناچار شدم تو را طرف سخن خود قرار بدهم و با چون تویی گفتوگو كنم ، با این حال بدان [ وقعی برای تو قایل نیستم و ] قدر و مقام تو را بسیار پست می دانم و بسختی تو را سرزنش و نكوهش می كنم و توبیخ بسیار !

 

اما چه كنم [ كه با این حال ] چشمها گریان و سینه ها [ در فراق عزیزان ] سوزان است [ و بی تابی ما بدان خاطر است نه آنكه از تو ترسی در دل داشته باشیم ] !

 

آه ! این ماجرا چقدر شگفت انگیز است كه حزب خدا به دست حزب شیطان و آزادشدگان كشته می شوند و دستهای شما به خون ما آغشته می شود و گوشتهای ما از دهنهای شما می ریزد . و آن بدنهای پاك و پاكیزه را در آن بیابان سركشی كنند ، و كفتارها در خاك بغلطانند .

 

و اگر تو كشتن و اسارت ما را امروز برای خود غنیمتی می دانی به همین زودی باید غرامت سنگین این كار را بپردازی ، آن هنگامی كه چیزی جز همانچه به دست خود پیش فرستاده ای نیابی و پروردگار سبحان به بندگان ستم نمی كند !

 

شكوه ما تنها به خدای تعالی است و بر او اعتماد داریم !

 

[ ای یزید ! ] اكنون هر نقشه و توطئه ای داری درباره ما انجام ده و از هر كوششی در این باره فرو گذار مكن ، اما به خدا سوگند [ هر چه كنی ] نمی توانی نام و نشان ما را محوكنی ، و سروش ما را بمیرانی و به حد ما نتوانی رسید و ننگ این اعمال ننگین و ستم ها را نتوانی شست .

 

و بدان كه رای و تدبیرت سست و روزگارت اندك و انگشت شمار و جمعیتت روبه پراكندگی است و در آن روز كه منادی خدا فریاد زند :

 

« أَلالَعْنَةُ اللهِ عَلَی الظّالِمینَ » ؛

 

[ همانا لعنت خدا برستمكاران ! ]

 

 

با اینهمه من خدای را ستایش می كنم كه آغاز زندگی ما را سعادت و آمرزش و پایان آن را شهادت و رحمت قرار داد . از خدای تعالی می خواهیم كه پاداش نیك خود را بر شهیدان ما كامل كند ، كه براستی او بهترین دوست و مهربان است ، و هم او ما را كافی است كه بهترین مدافع و وكیل است .


تصاویری از مسجد جامع دمشق معروف به مسجد جامع اموی

محل سخنرانی حضرت زینب (س)

115234103.jpg

 


 

نوشته شده توسط کنیز فاطمه در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ساعت 17:27 موضوع | لینک ثابت